تبلیغات
ساحل نشین اشک - برو خوش بخت شی عزیزم...

ساحل نشین اشک

*پسری از دیار غم*

برو خوش بخت شی عزیزم...

حالا هردو حلقه داریم تو تو دستت من تو چشمام

تو زدی من اما موندم زیر قولت روی حرفام

 

برو خوشبخت شی عزیزم تو ازم خیری ندیدی

آرزوم بود که ببینم تو تو رختای سفیدی

 

بله رو بگو گل من بگو و شرشو بکن

منو زندگیه بی تو باورم نمیشه اصلا

 

داره سردم میشه کم کم خیسه از اشکام لباسم

همه گریه هامو کردم اشکی هم نمونده واسم

 

میزنم بیرون از اینجا بله رو میگی نباشم

میرم اون بیرون یه گوشه دست به دامن خداشم

 

بله رو گفتی تموم شد دیگه این آخر کاره

هی میخوام بگم مبارک ولی بغضم نمیذاره

 

هق هقم تبریک من بود من واسه تو گریه کردم

قطره قطره های اشکو به تو امشب هدیه کردم

 

امشب تو جشنت عزیزم نمیدونی چی کشیدم

اما کاش اشکام نبودن تورو واضح تر میدیدم

 

دیگه چشمام نمیبینه دستمم نمینویسه

دلخوشیم همین یه نامست گرچه اینم خیسه خیسه

 

آخرین جمله نامم اینه از ته وجودم

برو خوشبخت شی عزیزم خیلی عاشق تو بودم


رضا بهرامی





طبقه بندی: دل نوشته هایم،
برچسب ها:ساحل نشین اشک،

[ جمعه 1 آذر 1392 ] [ 07:34 ق.ظ ] [ Ordup * ]

[ آشفته های غم() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه